أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

1

آثار الباقيه ( فارسى )

فصل اول در حقيقت شب و روز و مجموع آنها و آغاز هريك آنها تعريف شبانه‌روز گوييم : شبانه‌روز معلول بازگشت آفتاب است بدوران كل « 1 » به دايره‌اى كه براى اين روز و شب ابتدا فرض شده اعم از هريك از دواير ولى بدين شرط كه هم ما آن را مبداء دانسته باشيم و هم عظيمه باشد زيرا هر دايره عظيمه‌اى بالقوه افق است يعنى ممكن است كه براى محلى افق واقع شود ؛ و فلك به دوران كل روى دو قطب خود به حركت ظاهرى و مرئى از مشرق به مغرب مىرود « 2 » .

--> ( 1 ) - آسمان كره‌ايست موهوم و نقاط درخشنده‌اى در آن پيداست و اين كره با همه‌ى اجزاى خود به نظر متحرك است در حول خط مستقيمى كه ميان ديده ناظر و كوكب قطبى است كه ستاره جدى باشد . ( 2 ) - هر دائره همينقدر كه عظيمه باشد صلاحيت دارد كه افق واقع شود چنان كه دائره‌ى معدل النهار در هر موضع كه عرض آن ربع دور باشد با افق منطبق مىشود و در خط استوا روزى دو بار فلك البروج با افق متحد مىشود و آن وقتى است كه دو قطب فلك البروج بر روى افق باشد و دائره ميل در خط استوا وقتى افق واقع مىشود كه ستاره بر روى افق باشد و نصف النهار خود افق استوائى است و بدين جهت در همه روى زمين مبداء شبانه‌روز را از رسيدن خورشيد به نصف النهار دانسته‌اند كه همه‌ى شبانه‌روزها بيست و چهار ساعت باشد و افق واقع شدن نصف النهار از ديگر دوائر آشكارتر است بالجمله هر دائره همينقدر كه عظيمه باشد صلاحيت دارد افق واقع شود بدين شرط كه ما آن را مبداء دانسته باشيم .